سديد الدين محمد عوفى

533

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

را با خود بياورد « 1 » و ايشان « 2 » را تسليم كرد و مسلمه را گفت « 3 » : اجازت فرماى تا « 4 » اين جوان كه مرا ضامن شده است « 5 » با « 6 » من به حصار آيد تا مگر بعضى از حق او بگزارم . مسلمه اجازت فرمود . جوان در مصاحبت پير روان شد و چون به نزديك حصن « 7 » رسيدند پير گفت : اى جوان هيچ شك نكنم كه تو فرزند منى . جوان گفت كه اين معنى چون راست آيد « 8 » ! من مردى « 9 » عرب « 10 » و مسلمان و تو مردى از روم « 11 » و بر ملت عيسى عليه السلام « 12 » ، من « 13 » فرزند تو چگونه باشم ! گفت « 14 » : از مادر خود مرا خبر ده . جوان گفت : مادر من كنيزكى « 15 » روميه بود . پير گفت : اگر من اوصاف مادر تو برشمرم مرا تصديق كنى ؟ جوان گفت : بلى . پير تمام صورت و هيئت مادر آن جوان را « 16 » تقرير كرد . گفت : همچنين است ، و چون بدان حصن « 17 » رسيدند « 18 » پير مر آن جوان را به منزلى « 19 » فرود آورد و « 20 » زنى به نزديك او آمد چنان‌كه « 21 » جوان پنداشت كه مادر اوست . پير « 22 » گفت : اين خالهء تست ، و زنى پيش آمد كه با مادر او مشابهتى داشت « 23 » ، پير گفت اين « 24 » جدهء تست . و طايفه‌اى از اخوات « 25 » و خالات او جمع شدند و آن « 26 » جوان را مراعات بسيار كردند و در مفارقت

--> ( 1 ) متن و مپ 2 و مج : مىآورد ، بنياد : آورده ، تصحيح قياسى است ( 2 ) متن و مج : جوانان ، بنياد : هر دو ( 3 ) مپ 2 + اين جوان را كه ضامن من شده است ( 4 ) متن : كه ( 5 ) مپ 2 - تا اين . . . است ( 6 ) مپ 2 : ثابا ( 7 ) متن : حصين ، مپ 2 : حصار ( 8 ) مج : چگونه راست آيد اين معنى ( 9 ) مپ 2 : از ( 10 ) مج : عربى ( 11 ) بنياد : مردى رومى ( 12 ) بنياد : به ( 13 ) مپ 2 و بنياد - عليه السلام ( 14 ) مج - من ( 15 ) مپ 2 + تو ( 16 ) مج : كنيزك ( 17 ) مپ 2 - را ( 18 ) متن و مج و بنياد - گفت همچنين است متن + آن ( 19 ) مج : در منزل خود ( 20 ) مپ 2 - پير مر آن . . . آورد و ( 21 ) مپ 2 - چنان‌كه ( 22 ) متن و مج : پس ( 23 ) مج - و زنى پيش . . . داشت ( 24 ) مج : و اين زال را و اشارت به آن زن كرد كه با مادر او مشابهتى داشت ( 25 ) مج : اخوان ( 26 ) مج - آن